تبلیغات
معراج - خدا و من ....
تاریخ : سه شنبه 22 مرداد 1392 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : شهناز ط

 خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
 بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
 خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
 بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
 خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
 بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
 خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
 بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
 خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله 
 بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
 خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد 

 خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده 
 ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
 خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست 
 ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
 خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز  صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد 
 ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ 
 خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...

 بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار  همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

 



  • دابلیو 8 دابلیو
  • مواظب
  • کارت شارژ همراه اول